معنی ۱neutral · 85%
درون یا به داخل کشتی، هواپیما، قطار یا وسیلهٔ نقلیهای دیگر.
مثالهای طبیعی
All passengers are now aboard.
اکنون همهٔ مسافران سوار شدهاند.
We hurried aboard before departure.
پیش از حرکت با عجله سوار شدیم.
Once aboard, please find your cabin.
وقتی سوار شدید، لطفاً کابین خود را پیدا کنید.
نکتهٔ کاربردی
Aboard وقتی اسم پس از آن نباشد قید است. On board بیان رایج دیگری است.
ترکیبهای رایج
— سوار وسیلهٔ نقلیه شدن
