معنی ۱informal · 80%
واژههایی که گمان میرود اثری جادویی دارند، بهویژه در اجراهای نمایشی.
مثالهای طبیعی
The magician’s abracadabra delighted the younger children.
ورد «اجیمجـی» شعبدهباز بچههای کوچکتر را خوشحال کرد.
No amount of abracadabra will mend a broken engine.
هیچ مقدار ورد جادویی نمیتواند موتور خراب را تعمیر کند.
A little abracadabra made the pretend dragon disappear.
کمی اجیمجـی باعث شد اژدهای خیالی ناپدید شود.
نکتهٔ کاربردی
این واژه بیشتر بهصورت ندای «Abracadabra!» بیان میشود؛ این مدخل کاربرد کمتررایج آن بهعنوان اسم را آموزش میدهد.
