abrasive
C1صفت/US /əbrˈeɪsɪv/ əbr-ĀS-ĭv; UK /əbrˈeɪsɪv/ əbr-ĀS-ĭv/
ساینده؛ تندخو، ساینده، تندخو
JadoLearn Dictionary
معنی abrasive به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ساینده؛ تندخو، ساینده، تندخو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ساییدگی، سایش، مالش
زمخت، زبر، ناصاف
تند، تند زبان، درشت
نرم، صاف، صاف کردن
سلیم الطبع، معتدل، با تربیت
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.