دارای توان ساییدن یا خراشدادن سطح بر اثر مالش.
مثالهای طبیعی
Avoid abrasive cleaners on the polished sink.
روی سینک صیقلی از شویندههای ساینده استفاده نکنید.
This sponge is abrasive enough to scratch glass.
این اسفنج آنقدر ساینده است که میتواند شیشه را خراش دهد.
Workers used an abrasive powder to remove rust.
کارگران برای زدودن زنگزدگی از پودری ساینده استفاده کردند.
نکتهٔ کاربردی
شویندهٔ ساینده با اصطکاک لایهای از سطح را برمیدارد؛ مناسببودن آن به سطح موردنظر بستگی دارد. abrasive را با absorbent به معنای «جاذب مایع» اشتباه نگیر.
