abreast
C1قید/US /əbrˈɛst/ əbr-ĔST; UK /əbrˈɛst/ əbr-ĔST/
همسطح؛ همردیف؛ آگاه، هم سطح، هم ردیف
JadoLearn Dictionary
معنی abreast به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
همسطح؛ همردیف؛ آگاه، هم سطح، هم ردیف
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
متوازی
مطلع، مستحذر، باخبر
دیر تراز، عقب مانده، پساز
عقب؛ غافلگیر
شکوفا، پر شکوفه
بفراوانی
یک ور
فعالانه
بحدت
معترفا
برپا
هواسان
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.