پنهانی رفتن یا گریختن برای فرار از بازداشت، مجازات یا انجام یک وظیفه.
مثالهای طبیعی
The defendant absconded before sentencing.
متهم پیش از صدور حکم متواری شد.
Two detainees attempted to abscond from custody.
دو بازداشتی تلاش کردند از محل نگهداری فرار کنند.
The suspect had absconded by the time police arrived.
وقتی پلیس رسید، مظنون متواری شده بود.
نکتهٔ کاربردی
abscond بر ترک پنهانی و عمدی محل، اغلب برای فرار از تعهد قانونی، دلالت دارد و به معنای سفر معمولی نیست.
