کامل و مطلق، بیآنکه چیزی از آن کم باشد.
مثالهای طبیعی
The room fell into absolute silence.
اتاق در سکوت مطلق فرو رفت.
The launch was an absolute disaster.
راهاندازی محصول یک شکست تمامعیار بود.
I had absolutely no idea; my confusion was absolute.
اصلاً هیچ تصوری نداشتم؛ سردرگمیام کامل بود.
نکتهٔ کاربردی
absolute اغلب برای تأکید بر یک اسم انتزاعی میآید؛ very absolute در این معنا معمولاً طبیعی نیست.
