absolve
C1فعل/US /əbzˈɑlv/ əbz-ÄLV; UK /əbzˈɑlv/ əbz-ÄLV/
تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن، تبرئه کردن، مبرا کردن
JadoLearn Dictionary
معنی absolve به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن، تبرئه کردن، مبرا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مغفرت کردن، عفو کردن، آمرزیدن
آزاد کردن، مرخص کردن، رهاسازی
تبرئه کردن، مبرا کردن، مبرا بودن
فرمان عفو، آمرزیدن، عفو کردن
نکوهش، سرزنش، تقصیر بگردن گذاردن
جانی، مجرم، محکوم
کاهش یافتن؛ فروکش کردن
ربودن؛ آدمربایی کردن
سقط کردن؛ متوقف کردن
فراوان بودن
خودداری کردن؛ رأی ندادن
برجسته کردن؛ تأکید کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.