معنی ۱neutral · 89%
توانایی یک ماده در جذب و نگهداری مایع.
مثالهای طبیعی
High absorbency makes these towels useful for spills.
قدرت جذب بالای این حولهها آنها را برای پاککردن مایعات ریختهشده مفید کرده است.
Cotton is valued for its absorbency in summer clothing.
پنبه در لباسهای تابستانی بهخاطر قدرت جذبش ارزشمند است.
How did you measure the sponge’s absorbency?
قدرت جذب اسفنج را چگونه اندازه گرفتید؟
نکتهٔ کاربردی
absorbency به مقدار مایعی اشاره دارد که ماده میتواند جذب و نگهداری کند، نه لزوماً سرعت جذب آن. این اسم غیرشمارشپذیر است؛ برای حوله بگو having high absorbency، نه an absorbency.
