معنی ۱neutral · 90%
بهشدت غیرمنطقی، نامعقول یا مضحک
مثالهای طبیعی
The proposal sounds absurd given the available evidence.
با توجه به شواهد موجود، این پیشنهاد نامعقول به نظر میرسد.
They rejected an absurd demand for complete secrecy.
آنها خواستهٔ مضحکِ محرمانگی کامل را رد کردند.
Even more absurd was the claim that nobody noticed.
از آن هم مضحکتر، ادعای این بود که هیچکس متوجه نشده است.
نکتهٔ کاربردی
`Absurd` از `unusual` یا `unlikely` قویتر است و نشان میدهد چیزی بسیار بیمنطق یا غیرقابلقبول به نظر میرسد.
