در امتداد یک لبه با قطعهزمینی دیگر، سازهای دیگر یا یک مرز تماس مستقیم داشتن.
مثالهای طبیعی
The garden abuts the railway embankment.
باغ به خاکریز راهآهن چسبیده است.
A proposed car park would abut on the school grounds.
پارکینگ پیشنهادی قرار بود به محوطهٔ مدرسه بچسبد.
The older wall abuts against the new extension.
دیوار قدیمی به بخش الحاقیِ جدید چسبیده است.
نکتهٔ کاربردی
Abut مستلزم تماس مستقیم در مرز است؛ دو مکان در دو سوی خیابان ممکن است نزدیک باشند، اما لزوماً به هم abut نمیکنند.
