معنی ۱neutral · 90%
از نظر سطح، کیفیت یا عملکرد بهشدت بد و نامطلوب.
مثالهای طبیعی
The school reported abysmal results in mathematics.
مدرسه نتایج بسیار ضعیفی در ریاضی گزارش کرد.
Their response to our complaint was abysmal.
پاسخ آنها به شکایت ما افتضاح بود.
Even after the reforms, productivity remained abysmal.
حتی پس از اصلاحات، بهرهوری همچنان بسیار پایین ماند.
نکتهٔ کاربردی
abysmal نقدی بسیار شدید است، بهخصوص در عبارتهای abysmal performance و abysmal standards. این صفت بسیار بدتر از چیزی صرفاً ناامیدکننده یا متوسط را میرساند.
