از نظر سرعت، نرخ یا آهنگ افزایش یافتن
مثالهای طبیعی
Inflation accelerated sharply during the final quarter.
تورم در سهماههٔ پایانی بهشدت شتاب گرفت.
The vehicle accelerated as the road cleared.
با خلوت شدن جاده، خودرو شتاب گرفت.
Population decline has accelerated in several rural districts.
کاهش جمعیت در چند منطقهٔ روستایی سرعت گرفته است.
نکتهٔ کاربردی
کاربرد لازمِ `accelerate` خودِ چیزی را توصیف میکند که سریعتر میشود و مفعول مستقیم ندارد.
