پدالی در وسیلهٔ نقلیه که باعث میشود موتور نیروی بیشتری تولید کند.
مثالهای طبیعی
Press the accelerator gently as you pull away.
هنگام شروع حرکت، پدال گاز را آرام فشار دهید.
Her foot slipped off the accelerator.
پایش از روی پدال گاز سر خورد.
A sticking accelerator made the driver nervous.
گیرکردن پدال گاز راننده را مضطرب کرد.
نکتهٔ کاربردی
accelerator در انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی رایج است؛ gas pedal در گفتار آمریکایی معمول است.
