accept
A2فعل/US /æksˈɛpt/ ăks-ĔPT; UK /æksˈɛpt/ ăks-ĔPT/
پذیرفتن؛ قبول کردن، پذیرفتن، قبول کردن
JadoLearn Dictionary
معنی accept به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پذیرفتن؛ قبول کردن، پذیرفتن، قبول کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
راضی شدن، رضامندی، رضایت
به دست رسیدن، وصول کردن، دریافت کردن
همری بودن، مماشت کردن، متفق بودن
روا داشتن، به تصویب رساندن، امضاکردن
آباء نمودن، نپسندیدن، استنکاف کردن
وازدن، مطرود کردن، رد کردن
دست یافتن؛ محقق کردن
مکسر، منکسر، شکسته
مبذول، داده، مفروض
از دست رفته، زیان دیده، سردرگم
نوشتاری، نوشته، کتبی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.