معنی ۱neutral · 84%
باز کردن یا استفاده از اطلاعات و سیستمها، یا وارد شدن به یک مکان
مثالهای طبیعی
You can access your account from any computer.
میتوانی از هر رایانهای به حساب خود دسترسی پیدا کنی.
She accessed the file through the school website.
او از طریق وبسایت مدرسه به فایل دسترسی پیدا کرد.
Staff access the laboratory with a key card.
کارکنان با کارت ورود وارد آزمایشگاه میشوند.
نکتهٔ کاربردی
فعل انگلیسی `access` متعدی است؛ بنابراین پیش از مفعول مستقیم آن `to` نمیآید.

