به دست گرفتن مقامی عالی، بهویژه آغاز پادشاهی.
مثالهای طبیعی
Her accession to the throne followed her father’s death.
او پس از مرگ پدرش بر تخت نشست.
The gallery marked the anniversary of the king’s accession.
گالری سالگرد به تخت نشستن پادشاه را گرامی داشت.
Several peaceful accessions shaped the country’s recent history.
چند انتقال مسالمتآمیز قدرت به تخت پادشاهی، تاریخ معاصر کشور را شکل داد.
نکتهٔ کاربردی
برای پادشاه، accession to the throne آغاز پادشاهی است؛ مراسم تاجگذاری ممکن است بعدها انجام شود.
