معنی ۱neutral · 95%
رویدادی غیرمنتظره که باعث خسارت، آسیب یا مشکل دیگری میشود
مثالهای طبیعی
There was an accident near the station this morning.
امروز صبح نزدیک ایستگاه حادثهای رخ داد.
Safety rules help prevent accidents at work.
قوانین ایمنی به پیشگیری از حوادث در محل کار کمک میکنند.
I broke the glass by accident.
من لیوان را اتفاقی شکستم.
نکتهٔ کاربردی
برای یک رویداد از an accident و برای چند رویداد از accidents استفاده کن. by accident یک عبارت ثابت و بدون حرف تعریف است.

