معنی ۱neutral · 90%
به اشتباه و بدون قصد انجام دادن کاری
مثالهای طبیعی
I accidentally deleted the wrong file.
من تصادفاً فایل اشتباهی را حذف کردم.
She added salt accidentally instead of sugar.
او بهاشتباه بهجای شکر نمک اضافه کرد.
We accidentally interrupted their private conversation.
ما ناخواسته گفتوگوی خصوصی آنها را قطع کردیم.
نکتهٔ کاربردی
`Accidentally` معمولاً عملی را توصیف میکند که عمدی نبوده است.
ترکیبهای رایج
— چیزی را بهاشتباه حذف کردن
