ستایش یا بهرسمیتشناختن پرشور و عمومی فرد یا اثری بهعنوان چیزی برجسته.
مثالهای طبیعی
Her debut collection attracted considerable critical acclaim.
مجموعهٔ نخست آثار او تحسین قابلتوجه منتقدان را برانگیخت.
The documentary won acclaim at festivals across Europe.
این مستند در جشنوارههای سراسر اروپا مورد تحسین قرار گرفت.
Years after publication, his research finally received widespread acclaim.
سالها پس از انتشار، پژوهش او سرانجام تحسین گستردهای دریافت کرد.
نکتهٔ کاربردی
critical acclaim یعنی تحسین منتقدان و لزوماً نشاندهندهٔ فروش بالا یا محبوبیت عمومی نیست. acclaim معمولاً غیرشمارشپذیر است؛ بهجای received an acclaim از received acclaim استفاده کن.
