توافق رسمیِ حاصلشده میان دولتها، سازمانها یا گروههای مخالف.
مثالهای طبیعی
Both delegations signed a trade accord after months of debate.
دو هیئت پس از ماهها مذاکره، توافقنامهای تجاری امضا کردند.
A new accord on emissions remains under discussion.
توافقنامهٔ تازهای دربارهٔ انتشار آلایندهها هنوز در دست بررسی است.
The peace accord brought rival factions to the table.
توافق صلح باعث شد جناحهای رقیب پای میز مذاکره بیایند.
نکتهٔ کاربردی
peace accord یا trade accord معمولاً توافقی رسمی میان طرفهاست، بهویژه در دیپلماسی. در گزارش رسمی، sign an accord یا reach an accord رایجتر از make an accord است.
