مطابقت یا سازگاری با یک قانون، توافق، دستور یا استاندارد
مثالهای طبیعی
The funds were distributed in accordance with the agreement.
منابع مالی مطابق توافق توزیع شدند.
Staff acted in accordance with established safety procedures.
کارکنان مطابق رویههای ایمنی تثبیتشده عمل کردند.
Fees change annually in accordance with inflation.
هزینهها هر سال متناسب با تورم تغییر میکنند.
نکتهٔ کاربردی
کاربرد معمول امروزی، عبارت رسمی `in accordance with` است؛ استفادهٔ مستقل از `accordance` کمرایج است.
