معنی ۱neutral · 85%
سازی که با فشردن کلیدها یا دکمهها و بازوبستهکردن بخش چیندار میانی آن نواخته میشود.
مثالهای طبیعی
A woman played the accordion beside the fountain.
زنی کنار فواره آکاردئون مینواخت.
My grandfather taught me to repair an accordion.
پدربزرگم تعمیر آکاردئون را به من یاد داد.
Two accordions accompanied the dancing.
دو آکاردئون موسیقی رقص را همراهی میکردند.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان نواختن این ساز معمولاً میگویند play the accordion؛ خودِ اسم قابلشمارش است.
