معنی ۱neutral · 84%
حسابی در یک بانک، وبسایت یا سرویس که به یک کاربر تعلق دارد
مثالهای طبیعی
I created an account on the website.
من در آن وبسایت یک حساب ایجاد کردم.
She has two accounts with the same bank.
او در یک بانک دو حساب دارد.
Use a strong password for your account.
برای حساب خود از یک رمز عبور قوی استفاده کن.
نکتهٔ کاربردی
`Account` قابلشمارش است؛ بنابراین در حالت مفرد به حرف تعریف یا تعیینکنندهٔ دیگری نیاز دارد.
ترکیبهای رایج
— حسابی برای نگهداری پول در بانک

