الزام به توضیح تصمیمها یا اقدامات و پذیرفتن مسئولیت پیامدهای آنها
مثالهای طبیعی
Public accountability requires officials to explain major spending decisions.
پاسخگویی عمومی از مقامها میخواهد تصمیمهای مهم هزینهای را توضیح دهند.
The reforms strengthened accountability within the agency.
اصلاحات، پاسخگویی درون سازمان را تقویت کرد.
Clear reporting creates accountability for project leaders.
گزارشدهی روشن برای رهبران پروژه پاسخگویی ایجاد میکند.
نکتهٔ کاربردی
برای معرفی شخص یا نهادی که باید به او پاسخ داده شود از `accountability to` و برای مسئولیت یا اقدام موردنظر از `accountability for` استفاده کنید.
