معنی ۱neutral · 90%
متخصصی که سوابق مالی را تهیه یا بررسی میکند یا دربارهٔ آنها مشاوره میدهد
مثالهای طبیعی
Our accountant prepared the annual financial statements.
حسابدار ما صورتهای مالی سالانه را تهیه کرد.
She works as an accountant for a technology company.
او بهعنوان حسابدار در یک شرکت فناوری کار میکند.
I asked an accountant about the tax rules.
دربارهٔ قوانین مالیاتی از یک حسابدار پرسیدم.
نکتهٔ کاربردی
برای حرفه از `accountant` استفاده میشود؛ `accounting` نام حوزه یا فعالیت حسابداری است.

