accounting
B2اسم/US /əkˈaʊntɪŋ/ ək-OUNT-ĭng; UK /əkˈaʊntɪŋ/ ək-OUNT-ĭng/
حسابداری؛ محاسبه، حسابداری، محاسبه
JadoLearn Dictionary
معنی accounting به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حسابداری؛ محاسبه، حسابداری، محاسبه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مالیه، سرمایهتهیه کردن، دارایی
ساماندهی
حسابداری
سوءاستفاده؛ آزار؛ بدرفتاری کردن
پذیرش؛ قبولی
لوازم جانبی؛ معاون جرم
دستاورد؛ موفقیت؛ انجام
دقت؛ صحت
صومعه؛ کلیسای صومعه
مخفف؛ اختصار
شکم؛ ناحیه شکمی
لغو؛ الغا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.