معنی ۱neutral · 85%
کارِ ثبت، بررسی و گزارشکردن وجوه دریافتی و پرداختی.
مثالهای طبیعی
The company outsourced its accounting last year.
شرکت سال گذشته کارهای حسابداری خود را برونسپاری کرد.
Good accounting helps owners track spending.
حسابداری درست به مالکان کمک میکند هزینهها را پیگیری کنند.
She works in accounting at the hospital.
او در بخش حسابداری بیمارستان کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
Accounting به حوزه یا فعالیت اشاره دارد؛ accountant شخصی است که این کار را انجام میدهد.
