وسیلهای که انرژی را ذخیره میکند تا هنگام نیاز استفاده شود.
مثالهای طبیعی
The accumulator kept the backup lights running overnight.
انبارهٔ انرژی باعث شد چراغهای پشتیبان تمام شب روشن بمانند.
An accumulator had lost its charge before testing.
یک انباره پیش از آزمایش شارژ خود را از دست داده بود.
Technicians replaced two worn accumulators in the old system.
تکنسینها دو انبارهٔ فرسوده را در سامانهٔ قدیمی تعویض کردند.
نکتهٔ کاربردی
accumulator در توصیف فنی سامانههایی که انرژی را برای مصرف بعدی ذخیره میکنند رایج است. بیرون از این بافتها ممکن است نام دقیقتر وسیله مانند battery به کار رود.
