معنی ۱neutral · 85%
گفتن اینکه کسی کاری نادرست یا غیرقانونی انجام داده است.
مثالهای طبیعی
She accused her roommate of taking the money.
او هماتاقیاش را به برداشتن پول متهم کرد.
The teacher was accused of unfair treatment.
معلم به رفتار ناعادلانه متهم شد.
Are you accusing me of lying?
داری مرا به دروغگفتن متهم میکنی؟
نکتهٔ کاربردی
اتهام یک ادعاست، نه اثبات وقوع کار خلاف.
ترکیبهای رایج
— ادعا کردن اینکه کسی دروغ گفته است
