معنی ۱formal · 90%
کیفیت تند، تلخ و اغلب آزارنده در گفتار یا نوشتار.
مثالهای طبیعی
The reviewer attacked the argument with unmistakable acerbity.
منتقد با تندی و گزندگی آشکاری به آن استدلال حمله کرد.
An unusual acerbity entered her voice during the discussion.
در طول بحث، تلخیِ غیرمعمولی در صدای او پیدا شد.
The acerbity of his remarks surprised even his supporters.
تندی گزندهٔ سخنانش حتی حامیانش را هم شگفتزده کرد.
نکتهٔ کاربردی
Acerbity به انتقاد نیشدار اشاره دارد که گاهی هوشمندانه اما نامهربانانه است؛ صفت مرتبط با آن acerbic است.
