معنی ۱neutral · 86%
از نظر لحن، بهشدت انتقادی، تلخ یا نیشدار
مثالهای طبیعی
Her acid reply ended the discussion immediately.
پاسخ نیشدار او بلافاصله بحث را تمام کرد.
The review was acid without becoming personally abusive.
نقد کتاب تند و گزنده بود بدون اینکه به توهین شخصی برسد.
He gave an increasingly acid commentary on the negotiations.
او دربارهٔ مذاکرات لحنی روزبهروز تلختر داشت.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد مجازی زبان یا لحنی را توصیف میکند که بهشدت انتقادی است. برای خواص شیمیایی، `acidic` اغلب در انگلیسی امروزی طبیعیتر است.
