acidic
B2صفت/US /əsˈɪdɪk/ əs-ĬD-ĭk; UK /əsˈɪdɪk/ əs-ĬD-ĭk/
اسیدی؛ ترش، اسیدی، ترش
JadoLearn Dictionary
معنی acidic به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اسیدی؛ ترش، اسیدی، ترش
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اسیدیته، حموضت
اسید؛ اسیدی؛ تند
ترش، ترشمزه، ترشیده
پایهای، اصلی، اساسی
متروک؛ رهاشده
مطلق؛ کامل؛ قطعی
انتزاعی؛ چکیده؛ استخراج کردن
پوچ؛ بیمعنی؛ مضحک
قابل دسترس؛ قابل فهم؛ مناسب معلولان
پاسخگو؛ مسئول
شکمی؛ مربوط به شکم
در حال سوختن؛ درخشان
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.