پذیرفتن؛ اذعان کردن.
مثالهای طبیعی
The company acknowledged its mistake.
شرکت اشتباهش را پذیرفت.
She refused to acknowledge the problem.
او حاضر نشد وجود مشکل را بپذیرد.
We should acknowledge the team's hard work.
باید تلاش زیاد تیم را به رسمیت بشناسیم.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «acknowledge a mistake»، «acknowledge» در معنای «پذیرفتن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
