عمل یا گفتهای که نشان میدهد یک واقعیت، مشکل یا مشارکت به رسمیت شناخته شده است.
مثالهای طبیعی
The report includes an acknowledgment of several delays.
گزارش حاوی اذعان به چند مورد تأخیر است.
She nodded in acknowledgment of his concerns.
او با تکاندادن سر نشان داد نگرانیهای آن مرد را درک کرده است.
There is growing acknowledgment that the policy failed.
پذیرش این واقعیت که سیاست شکست خورده، رو به افزایش است.
نکتهٔ کاربردی
بهرسمیتشناختن همیشه به معنای موافقت نیست؛ ممکن است فقط پذیرفتن وجود چیزی باشد.
