معنی ۱neutral · 88%
بالاترین سطح دستاورد، برتری یا رشدی که چیزی میتواند به آن برسد.
مثالهای طبیعی
Critics called the building the acme of modern design.
منتقدان آن ساختمان را اوج طراحی مدرن دانستند.
Winning the title marked the acme of her career.
کسب عنوان قهرمانی نقطهٔ اوج حرفهٔ او بود.
At the time, this camera represented the acme of precision.
آن زمان، این دوربین اوج دقت به شمار میرفت.
نکتهٔ کاربردی
ساختار معمول the acme of something است، مانند the acme of elegance. این واژه نسبتاً ادبی است و در بسیاری از موقعیتهای روزمره peak یا height طبیعیتر است.
