متخصصی که صدا و رفتار آن را در فضاهای مختلف بررسی میکند.
مثالهای طبیعی
An acoustician measured echoes before the hall was renovated.
پیش از بازسازی سالن، یک متخصص آکوستیک میزان پژواک صدا را اندازه گرفت.
The museum hired acousticians to reduce noise between galleries.
موزه برای کاهش انتقال صدا میان تالارها چند متخصص آکوستیک استخدام کرد.
Without an acoustician, the studio might have terrible sound.
بدون حضور یک متخصص آکوستیک، ممکن بود کیفیت صدای استودیو بسیار بد شود.
نکتهٔ کاربردی
Acoustician عنوانی تخصصی است؛ مهندس صدا ممکن است بیشتر روی ضبط یا تجهیزات کار کند تا ویژگیهای صوتی یک اتاق.
