فرد یا شرکتی که کسبوکار دیگری را میخرد و کنترل آن را به دست میگیرد.
مثالهای طبیعی
The acquirer agreed to retain the smaller company’s staff.
شرکت خریدار پذیرفت کارکنان شرکت کوچکتر را حفظ کند.
Several potential acquirers submitted offers before Friday.
چند خریدار بالقوه پیش از جمعه پیشنهادهای خود را ارائه کردند.
As acquirer, the bank assumed responsibility for existing debts.
بانک در جایگاه خریدار، مسئولیت بدهیهای موجود را پذیرفت.
نکتهٔ کاربردی
در گزارشهای ادغام و تملک، acquirer خریدارِ بهدستگیرندهٔ کنترل است، در مقابل target company که خریداری میشود. این واژه از buyer در خریدهای معمول تخصصیتر است.
