معنی ۱formal · 89%
در دادگاه رسماً کسی را از ارتکاب جرم بیگناه اعلام کردن
مثالهای طبیعی
After the trial, the jury acquitted him.
پس از محاکمه، هیئت منصفه او را تبرئه کرد.
The court may acquit the defendant if evidence is insufficient.
اگر شواهد کافی نباشد، دادگاه ممکن است متهم را تبرئه کند.
She was acquitted of all charges last Friday.
او جمعهٔ گذشته از همهٔ اتهامات تبرئه شد.
نکتهٔ کاربردی
دادگاه کسی را از اتهام یک جرم تبرئه میکند؛ خودِ جرم موضوع تبرئه نیست.
