معنی ۱neutral · 85%
هنرمندی که با انجام حرکات بدنی دشوار و نمایشی تماشاگران را سرگرم میکند.
مثالهای طبیعی
An acrobat balanced on a narrow platform.
یک آکروباتباز روی سکویی باریک تعادلش را حفظ کرد.
Three acrobats performed above the audience.
سه آکروباتباز بالای سر تماشاگران برنامه اجرا کردند.
She trained for years to become an acrobat.
او سالها تمرین کرد تا آکروباتباز شود.
نکتهٔ کاربردی
آکروباتباز با مهارتهای بدنی نمایش اجرا میکند؛ ژیمناست ممکن است حرکتهای مشابهی را در چارچوب ورزش انجام دهد.
