معنی ۱neutral · 88%
کاری که یک شخص انجام میدهد
مثالهای طبیعی
Her action made the baby laugh.
کار او باعث شد نوزاد بخندد.
I did not understand his action.
من کار او را درک نکردم.
His actions helped the whole team.
کارهای او به کل تیم کمک کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای یک کار مشخصی که کسی انجام میدهد از action و برای چند کار از actions استفاده میشود.

