معنی ۱neutral · 90%
کاری که برای کار، یادگیری، ورزش یا سرگرمی انجام میدهید
مثالهای طبیعی
This activity helps us learn new words.
این فعالیت به ما کمک میکند واژههای جدید یاد بگیریم.
Choose an activity for Saturday afternoon.
برای بعدازظهر شنبه یک فعالیت انتخاب کن.
The camp offers many outdoor activities.
اردو فعالیتهای زیادی در فضای باز ارائه میدهد.
نکتهٔ کاربردی
برای یک فعالیت از activity و برای دو یا چند فعالیت از activities استفاده میشود.

