معنی ۱neutral · 90%
زنی که در یک فیلم، برنامهٔ تلویزیونی یا نمایش، نقش یک شخصیت را بازی میکند
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بازیگر زن
Deutsch
Schauspielerin
Հայերեն
դերասանուհի
derasan-uhi
مثالهای طبیعی
That actress is very famous.
آن بازیگر زن خیلی مشهور است.
She wants to be an actress.
