آنچه حقیقتاً وجود دارد یا رخ داده، نه چیزی که پیشبینی، برنامهریزی یا تصور شده است.
مثالهای طبیعی
The actual price was lower than the estimate.
قیمت واقعی از برآورد کمتر بود.
Our actual arrival time was nine thirty.
زمان واقعی رسیدن ما ساعت نه و نیم بود.
The actual number of visitors surprised us.
تعداد واقعی بازدیدکنندگان ما را شگفتزده کرد.
نکتهٔ کاربردی
Actual با current یکسان نیست: actual date یعنی «تاریخ واقعی»، نه لزوماً «تاریخ امروز».
