معنی ۱neutral · 95%
برای بیان چیزی که واقعاً درست است، بهویژه وقتی با یک تصور یا انتظار تفاوت دارد
مثالهای طبیعی
I actually live near the station.
من در واقع نزدیک ایستگاه زندگی میکنم.
The exercise is actually quite easy.
این تمرین در واقع خیلی آسان است.
Did you actually see the accident?
آیا واقعاً آن حادثه را دیدی؟
نکتهٔ کاربردی
actually اغلب برای برجسته کردن حقیقتی بهکار میرود که یک تصور را اصلاح میکند یا غافلگیرکننده است.
