شیوهای درمانی که در آن سوزنهای بسیار نازکی را در نقاط مشخصی از بدن فرو میبرند.
مثالهای طبیعی
She discussed acupuncture with her doctor.
او دربارهٔ طب سوزنی با پزشکش مشورت کرد.
Acupuncture uses very thin needles.
در طب سوزنی از سوزنهای بسیار نازک استفاده میشود.
He booked acupuncture for Friday afternoon.
او برای بعدازظهر جمعه نوبت طب سوزنی گرفت.
نکتهٔ کاربردی
acupuncture اسم غیرقابلشمارش است؛ شواهد اثربخشی آن بسته به بیماری یا مشکل موردنظر متفاوت است.
