معنی ۱neutral · 90%
بسیار شدید یا جدی و نیازمند توجه جدی
مثالهای طبیعی
The city faces an acute shortage of affordable housing.
شهر با کمبود حاد مسکن مقرونبهصرفه روبهرو است.
The problem became more acute after funding was cut.
پس از کاهش بودجه، مشکل حادتر شد.
She developed acute abdominal pain overnight.
او در طول شب دچار درد حاد شکمی شد.
نکتهٔ کاربردی
`acute` معمولاً شدت یا فوریت را میرساند؛ در پزشکی اغلب به وضعیتی با شروع ناگهانی یا مدت کوتاه اشاره دارد.
