معنی ۱neutral · 84%
پیام کوتاهی برای فروش یا تبلیغ چیزی
مثالهای طبیعی
I saw an ad for a new phone.
من آگهی یک گوشی جدید را دیدم.
She answered a job ad yesterday.
او دیروز به یک آگهی استخدام پاسخ داد.
The company posted several ads online.
شرکت چند آگهی در اینترنت منتشر کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Ad` بسیار رایج است و در زبان معمولی و غیررسمی به کار میرود؛ شکل کامل آن `advertisement` است.
ترکیبهای رایج
— آگهی برای یک فرصت شغلی

