معنی ۱neutral · 85%
توانایی تغییر موفق رفتار یا روشها هنگام تغییر شرایط.
مثالهای طبیعی
Her adaptability impressed the interview panel.
سازگاریپذیری او اعضای هیئت مصاحبه را تحت تأثیر قرار داد.
Adaptability is essential during rapid changes.
در دورههای تغییر سریع، سازگاریپذیری ضروری است.
The move tested our adaptability to unfamiliar routines.
این جابهجایی توانایی سازگاری ما با برنامههای روزمرهٔ ناآشنا را آزمود.
نکتهٔ کاربردی
adaptability نام این ویژگی است و adaptable برای توصیف شخص، طرح یا سامانه به کار میرود.
