معنی ۱neutral · 84%
چیزی که به چیز دیگری اضافه میشود
مثالهای طبیعی
The balcony is a recent addition to the house.
بالکن بهتازگی به خانه اضافه شده است.
Maya is a valuable addition to the team.
مایا عضو جدید و ارزشمندی برای تیم است.
The update includes several useful additions.
این بهروزرسانی شامل چند مورد جدید و مفید است.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی، برای مشخص کردن چیزی که مورد جدید به آن اضافه میشود، از `addition to` استفاده میشود.

